نقل از شماره 16869-2/11/1381 روزنامه رسمی
نقل از شماره 16869-2/11/1381 روزنامه
رسمی
شماره هـ/8/351 3/10/1381
تاریخ: 17/9/1381 شماره دادنامه: 333 کلاسه پرونده: 80/316
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری.
شاکی: آقای فرشید یادگاری.
موضوع شکایت و خواسته: ابطال بخشنامههای شماره 14187/4/30 مورخ 21/12/1378 و
14561/4/30 مورخ 21/12/1378 رئیس شورای عالی مالیاتی.
مقدمه: شاکی طی دادخواست تقدیمی اعلام داشته است، اداره امور اقتصادی و دارایی
شهرستان اهواز با ابلاغ برگ تشخیص ممیزی علیالرأس و برگ قطعی مالیات و برگ اجرایی
به شهرداری اهواز متوجه گردیده که شهرداری به عنوان بخش خصوصی میبایست نسبت به
کسر مالیات بر حقوق کارکنان خود اقدام نماید و با این استدلال که چون شهرداری
دولتی نیست و طبق قانون فهرست نهادهای عمومی غیردولتی مصوب 1373 واحد غیردولتی است
و از طرفی به استناد به دو مورد اظهارنظر مشورتی رئیس شورای عالی مالیاتی وزارت
امور اقتصادی و دارایی به شمارههای 14187/4/30 مورخ 21/12/1378 و 14561/4/30 مورخ
21/12/1378 شهرداری را بخش خصوصی قلمداد نموده و به این ترتیب مطالبه مالیات بخش
خصوصی از حقوق کارکنان شهرداری نمودهاند. اصولاً اخذ مالیات بخش خصوصی از شهرداری
که یک سازمان عمومی غیرانتفاعی میباشد غیرموجه و مردود است زیرا: 1- حسب مورد
مختلف قانون تجارت، انواع شرکتها و تشکیلات و نحوه اداره آنها احصاء شده است که
سازمان شهرداری حتی شبیه به هیچ یک از آنها هم نمیباشد و شرکتهای مدنی موضوع
مواد 571 قانون مدنی به بعد نیز قابل تعمیم و تسری به سازمان شهرداری نیست. بلکه
طبق تعریف مند
رج در ماده 5 قانون محاسبات عمومی شهرداریها «واحدهای سازمانی» هستند که برای
ارائه خدمات عمومی تأسیس شدهاند، منشأ آنها پیشنهاد دولت بوده است. 2- شهرداریها
در قالب بخش خصوصی (اشخاص حقوق خصوصی) قابل تعریف نیستند، چرا که اساساً تشکیلات
آنها را در سیستم تعریف شده خود ندارند و مانند آنها به دنبال کسب سود برای تقسیم
آن بین مؤسسین و شرکاء نیستند. 3- سازمانهای عمومی غیردولتی از حیث نوعیت وجوه و
درآمدها و نقدینگی همردیف و مطابق وضعیت خاصی که برای وجوه و نقدینگی واحدهای
دولتی در نظر گرفته شده قلمداد شدهاند. بهطوری که در ماده 13 قانون محاسبات
عمومی مطلق وجوه و نقدینههای مؤسسات عمومی را وجوه عمومی برشمرده و مانند نقدینگی
ارگانهای دولتی هرگونه دخل و تصرف در آن را فقط جهت مصارف عمومی تعیین نموده و
غیر آن را ممنوع کرده است. حال چگونه ممکن است نرخ مالیات کارکنان واحدهای دولتی
که از این وجوه عمومی حقوق دریافت میکنند با نرخ مالیات کارکنان شهرداری که آنها
هم از همین نوع وجوه حقوق میگیرند متفاوت باشد. 4- بخشنامههای مورد شکایت مردود
بهنظر میرسد. چرا که با توجه به عبارت «... و نیز سازمانهایی که شمول قانون
نسبت به آنها م
ستلزم ذکر نام است... » در بند 13 ماده 91 قانون مالیاتهای مستقیم نظر به عدم ذکر
نام این سازمانها توسط مقنن اطلاق عبارت «سازمان» مبین این مطلب است که کلیه
واحدهایی که تعریف سازمانی دارند و یا طبق اساسنامه عنوان سازمان دارند، به عنوان
کلی سازمان مشمول بند 13 ماده 91 خواهند بود، اگرچه اعتبارات دولتی هم نداشته
باشند و مطلب اخیر دقیقاً از قرینه بعدی عبارت فوق در بند 13 ماده 91 یعنی «یا از
محل اعتبارات دولتی... پرداخت میگردد» مستفاد است. بنابراین شهرداریها به عنوان
واحدهای سازمانی از مصادیق بارز حکم سازمان در بند 13 ماده 91 بوده و مشمول مزایای
آن هستند و بخشنامههای مورد شکایت ناصحیح و مطابق با مراد قانونگذار در بند 13
مذکور نبوده است و طی آنها اقدام به وضع قاعده خاص کردهاند. علیهذا در بند 13
مذکور نبوده است و طی آنها اقدام به وضع قاعده خاص کردهاند. علیهذا ابطال
بخشنامههای شماره 14187/4/30 مورخ 21/12/1378 و 14561/4/30 مورخ 21/12/1378 رئیس
شورای عالی مالیاتی را استدعا دارد. مدیر کل دفتر حقوقی وزارت امور اقتصادی و
دارایی در پاسخ به شکایت مذکور طی نامه شماره 2287-91 مورخ 6/3/1381 اعلام
داشتهاند، 1- در تبصره اصلا
حی ماده 84 قانون مالیاتهای مستقیم نامی از شرکتهای وابسته به شهرداری برده نشده
بنابراین تسری شرکتها وابسته به شهرداری برای شمول معافیت موضوع تبصره ماده
فوقالذکر فاقد جواز قانونی میباشد. 2- موضوع معافیت بند 13 ماده 91 قانون
مالیاتهای مستقیم صرفاً شامل وجوه پرداختی توسط نهادهای دولتی یا وابسته به دولت یا
نهادهای عمومی که مزایای غیرمستمرشان از محل اعتبارات دولتی پرداخت شود، میباشد و
سایر نهادهای عمومی غیردولتی منجمله شهرداری و شرکتهای وابسته به شهرداریها از
شمول آن خارج میباشند. 3- در بند یک ماده 2 قانون مالیاتهای مستقیم هم فقط
شهرداریها از پرداخت مالیات معاف گردیدهاند. هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در
تاریخ فوق به ریاست حجتالاسلاموالمسلمین درینجفآبادی و با حضور رؤسای شعب بدوی
و رؤسا و مستشاران شعب تجدید نظر تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با
اکثریت آراء به شرح آتی مبادرت به صدور رأی مینماید.
رأی هیأت عمومی
مقررات بند (ت) ماده 2 لایحه قانونی استخدام کشوری که به موجب آن شهرداریها و
مؤسسات تابع آنها از لحاظ امور استخدامی در عداد سازمانها و مؤسسات دولتی مستثنی
شده از آن قانون قرار گرفتهاند و تکلیف آنها به جلب موافقت سازمان امور اداری و
استخدامی کشور در زمینه لوایح استخدامی و وضع و اصلاح و تغییر تشکیلات و مقررات
استخدامی به شرح تبصره ماده 112 آن قانون و لایحه قانونی شمول قانون استخدام کشوری
درباره کارکنان شهرداریهای سراسر کشور (غیر از شهرداری پایتخت) مبنی بر اجرای
قانون مزبور در مورد کارکنان رسمی شهرداریها از تاریخ 1/6/1358 و همچنین ماده 12
قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت مصوب شهریور ماه 1370 مشعر بر لزوم تبعیت
شهرداریها از ضوابط و مقررات قانون اخیرالذکر دلالت بر این دارد که کارکنان رسمی
شهرداریها از لحاظ امور استخدامی در زمره کارمندان دولت به معنی و مفهوم عام و کلی
آن در اصطلاح اداری قرار دارند و قرار دادن آنان در ردیف کارکنان بخش خصوصی از حیث
اعمال مقررات مالیات بر حقوق و مزایا و فوقالعادههای دریافتی موافق هدف و حکم
مقنن نیست کما اینکه کارکنان شهرداریها از حیث میزان معافیت از پرداخت مالیات حقوق
ماهانه و م
بنای محاسبه مالیات زائد بر آن به شرح تبصره 84 قانون مالیاتهای مستقیم در اعداد
سایر کارکنان دولت قرار گرفتهاند، بنا به جهات فوقالاشعار و اطلاق مفهوم بند 13
ماده 91 این قانون موضوع شمول مالیات مقطوع به نرخ ده درصد به فوقالعادهها و
مزایای مندرج در این بند در قلمرو مقررات استخدامی معتبر، مصوبات شورای عالی
مالیاتی در حدی که متضمن تعلق مالیات به فوقالعاده و مزایای مذکور به نرخ مقرر در
ماده 131 قانون مالیاتهای مستقیم است مغایر قانون میباشد و به استناد قسمت دوم
ماده 25 قانون دیوان عدالت اداری ابطال میگردد.
رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری – درینجفآبادی
رسمی
شماره هـ/8/351 3/10/1381
تاریخ: 17/9/1381 شماره دادنامه: 333 کلاسه پرونده: 80/316
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری.
شاکی: آقای فرشید یادگاری.
موضوع شکایت و خواسته: ابطال بخشنامههای شماره 14187/4/30 مورخ 21/12/1378 و
14561/4/30 مورخ 21/12/1378 رئیس شورای عالی مالیاتی.
مقدمه: شاکی طی دادخواست تقدیمی اعلام داشته است، اداره امور اقتصادی و دارایی
شهرستان اهواز با ابلاغ برگ تشخیص ممیزی علیالرأس و برگ قطعی مالیات و برگ اجرایی
به شهرداری اهواز متوجه گردیده که شهرداری به عنوان بخش خصوصی میبایست نسبت به
کسر مالیات بر حقوق کارکنان خود اقدام نماید و با این استدلال که چون شهرداری
دولتی نیست و طبق قانون فهرست نهادهای عمومی غیردولتی مصوب 1373 واحد غیردولتی است
و از طرفی به استناد به دو مورد اظهارنظر مشورتی رئیس شورای عالی مالیاتی وزارت
امور اقتصادی و دارایی به شمارههای 14187/4/30 مورخ 21/12/1378 و 14561/4/30 مورخ
21/12/1378 شهرداری را بخش خصوصی قلمداد نموده و به این ترتیب مطالبه مالیات بخش
خصوصی از حقوق کارکنان شهرداری نمودهاند. اصولاً اخذ مالیات بخش خصوصی از شهرداری
که یک سازمان عمومی غیرانتفاعی میباشد غیرموجه و مردود است زیرا: 1- حسب مورد
مختلف قانون تجارت، انواع شرکتها و تشکیلات و نحوه اداره آنها احصاء شده است که
سازمان شهرداری حتی شبیه به هیچ یک از آنها هم نمیباشد و شرکتهای مدنی موضوع
مواد 571 قانون مدنی به بعد نیز قابل تعمیم و تسری به سازمان شهرداری نیست. بلکه
طبق تعریف مند
رج در ماده 5 قانون محاسبات عمومی شهرداریها «واحدهای سازمانی» هستند که برای
ارائه خدمات عمومی تأسیس شدهاند، منشأ آنها پیشنهاد دولت بوده است. 2- شهرداریها
در قالب بخش خصوصی (اشخاص حقوق خصوصی) قابل تعریف نیستند، چرا که اساساً تشکیلات
آنها را در سیستم تعریف شده خود ندارند و مانند آنها به دنبال کسب سود برای تقسیم
آن بین مؤسسین و شرکاء نیستند. 3- سازمانهای عمومی غیردولتی از حیث نوعیت وجوه و
درآمدها و نقدینگی همردیف و مطابق وضعیت خاصی که برای وجوه و نقدینگی واحدهای
دولتی در نظر گرفته شده قلمداد شدهاند. بهطوری که در ماده 13 قانون محاسبات
عمومی مطلق وجوه و نقدینههای مؤسسات عمومی را وجوه عمومی برشمرده و مانند نقدینگی
ارگانهای دولتی هرگونه دخل و تصرف در آن را فقط جهت مصارف عمومی تعیین نموده و
غیر آن را ممنوع کرده است. حال چگونه ممکن است نرخ مالیات کارکنان واحدهای دولتی
که از این وجوه عمومی حقوق دریافت میکنند با نرخ مالیات کارکنان شهرداری که آنها
هم از همین نوع وجوه حقوق میگیرند متفاوت باشد. 4- بخشنامههای مورد شکایت مردود
بهنظر میرسد. چرا که با توجه به عبارت «... و نیز سازمانهایی که شمول قانون
نسبت به آنها م
ستلزم ذکر نام است... » در بند 13 ماده 91 قانون مالیاتهای مستقیم نظر به عدم ذکر
نام این سازمانها توسط مقنن اطلاق عبارت «سازمان» مبین این مطلب است که کلیه
واحدهایی که تعریف سازمانی دارند و یا طبق اساسنامه عنوان سازمان دارند، به عنوان
کلی سازمان مشمول بند 13 ماده 91 خواهند بود، اگرچه اعتبارات دولتی هم نداشته
باشند و مطلب اخیر دقیقاً از قرینه بعدی عبارت فوق در بند 13 ماده 91 یعنی «یا از
محل اعتبارات دولتی... پرداخت میگردد» مستفاد است. بنابراین شهرداریها به عنوان
واحدهای سازمانی از مصادیق بارز حکم سازمان در بند 13 ماده 91 بوده و مشمول مزایای
آن هستند و بخشنامههای مورد شکایت ناصحیح و مطابق با مراد قانونگذار در بند 13
مذکور نبوده است و طی آنها اقدام به وضع قاعده خاص کردهاند. علیهذا در بند 13
مذکور نبوده است و طی آنها اقدام به وضع قاعده خاص کردهاند. علیهذا ابطال
بخشنامههای شماره 14187/4/30 مورخ 21/12/1378 و 14561/4/30 مورخ 21/12/1378 رئیس
شورای عالی مالیاتی را استدعا دارد. مدیر کل دفتر حقوقی وزارت امور اقتصادی و
دارایی در پاسخ به شکایت مذکور طی نامه شماره 2287-91 مورخ 6/3/1381 اعلام
داشتهاند، 1- در تبصره اصلا
حی ماده 84 قانون مالیاتهای مستقیم نامی از شرکتهای وابسته به شهرداری برده نشده
بنابراین تسری شرکتها وابسته به شهرداری برای شمول معافیت موضوع تبصره ماده
فوقالذکر فاقد جواز قانونی میباشد. 2- موضوع معافیت بند 13 ماده 91 قانون
مالیاتهای مستقیم صرفاً شامل وجوه پرداختی توسط نهادهای دولتی یا وابسته به دولت یا
نهادهای عمومی که مزایای غیرمستمرشان از محل اعتبارات دولتی پرداخت شود، میباشد و
سایر نهادهای عمومی غیردولتی منجمله شهرداری و شرکتهای وابسته به شهرداریها از
شمول آن خارج میباشند. 3- در بند یک ماده 2 قانون مالیاتهای مستقیم هم فقط
شهرداریها از پرداخت مالیات معاف گردیدهاند. هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در
تاریخ فوق به ریاست حجتالاسلاموالمسلمین درینجفآبادی و با حضور رؤسای شعب بدوی
و رؤسا و مستشاران شعب تجدید نظر تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با
اکثریت آراء به شرح آتی مبادرت به صدور رأی مینماید.
رأی هیأت عمومی
مقررات بند (ت) ماده 2 لایحه قانونی استخدام کشوری که به موجب آن شهرداریها و
مؤسسات تابع آنها از لحاظ امور استخدامی در عداد سازمانها و مؤسسات دولتی مستثنی
شده از آن قانون قرار گرفتهاند و تکلیف آنها به جلب موافقت سازمان امور اداری و
استخدامی کشور در زمینه لوایح استخدامی و وضع و اصلاح و تغییر تشکیلات و مقررات
استخدامی به شرح تبصره ماده 112 آن قانون و لایحه قانونی شمول قانون استخدام کشوری
درباره کارکنان شهرداریهای سراسر کشور (غیر از شهرداری پایتخت) مبنی بر اجرای
قانون مزبور در مورد کارکنان رسمی شهرداریها از تاریخ 1/6/1358 و همچنین ماده 12
قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت مصوب شهریور ماه 1370 مشعر بر لزوم تبعیت
شهرداریها از ضوابط و مقررات قانون اخیرالذکر دلالت بر این دارد که کارکنان رسمی
شهرداریها از لحاظ امور استخدامی در زمره کارمندان دولت به معنی و مفهوم عام و کلی
آن در اصطلاح اداری قرار دارند و قرار دادن آنان در ردیف کارکنان بخش خصوصی از حیث
اعمال مقررات مالیات بر حقوق و مزایا و فوقالعادههای دریافتی موافق هدف و حکم
مقنن نیست کما اینکه کارکنان شهرداریها از حیث میزان معافیت از پرداخت مالیات حقوق
ماهانه و م
بنای محاسبه مالیات زائد بر آن به شرح تبصره 84 قانون مالیاتهای مستقیم در اعداد
سایر کارکنان دولت قرار گرفتهاند، بنا به جهات فوقالاشعار و اطلاق مفهوم بند 13
ماده 91 این قانون موضوع شمول مالیات مقطوع به نرخ ده درصد به فوقالعادهها و
مزایای مندرج در این بند در قلمرو مقررات استخدامی معتبر، مصوبات شورای عالی
مالیاتی در حدی که متضمن تعلق مالیات به فوقالعاده و مزایای مذکور به نرخ مقرر در
ماده 131 قانون مالیاتهای مستقیم است مغایر قانون میباشد و به استناد قسمت دوم
ماده 25 قانون دیوان عدالت اداری ابطال میگردد.
رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری – درینجفآبادی